تبليغاتX
سياسي فرهنگي اجتماعي و کارگری

جمعه پانزدهم خرداد 1388

منافع ملي ، مهمترين شاخص انتخاب رئيس جمهور

 

منافع ملي ، مهمترين شاخص انتخاب رئيس جمهور

 

در كشورهاي پيشرفته دولتها با فرمول ساده  « منافع ملي » كارهاي بسيار بزرگي انجام مي دهند در واقع در تصميمات و برنامه ريزيهاي خودشان ، منافع ملي را بعنوان خط قرمز در نظر مي گيرند در نتيجه مردم نيز از اين تصميمات و برنامه ها حمايت كرده و در اجرايي شدن آنها به دولت كمك مي كنند و همچنين مردم بعلت احساس مسوليت دولتهايشان احساس رضايتمندي بيشتري مي كنند . متاسفانه در كشور ما بخصوص در چهار سال اخير شاهد جدي نگرفته شدن منافع ملي هستيم بطور مثال:

1-  سياستهاي تنش زاي دولت باعث انزواي ايران در منطقه و جهان شده و متاسفانه ايران و ايراني با سابقه تمدن درخشان مورد بي توجهي ملتها و دولتهاي دنيا قرار مي گيرد.

2-  با وجود دارا بودن منابع عظيم نفت و گاز و درآمد سرشار در چهار سال اخير متاسفانه آمارهاي بي كاري ، اعتياد و تورم در جامعه رو به رشد مي باشد .

3-  اخلاق در تمامي سطوح زندگي ما از سياست تا اقتصاد ، از اجتماع تا ورزش ، از خانواده تا جامعه  بسيار كمرنگ شده و رو به افول است .

4-    ارائه آمارهاي متفاوت ، متناقض و غلط از جانب مسولين موجب يأس مردم و سلب اعتماد مردم نسبت به حكومت مي شود .

و موارد بسيار زيادي كه به نفع منافع ملي ما نيست و  لزوم  اصلاح  و تغيير سريع و ضعيت موجود را آشكار مي نمايد با مطالعه سوابق و برنامه هاي كانديداها ، آقاي مهندس ميرحسين موسوي باسابقه مديريت هشت سال دفاع مقدس  و با دانش و توان كشور داري  كه دارند و همچنين با خط مشي اصلاح طلبانه كه در برنامه هايشان مشهود است مي توانند با ايجاد جامعه اي با حقوق برابر براي تمام افراد جامعه و همچنين سر و سامان دادن به وضعيت مملكت در مسير چشم انداز و برنامه هاي توسعه ، روح اميد را در جامعه بدمند و همچنين در بعد سياست خارجي نيز با سياستهاي مبتني برمنافع ملي ،  عزت و اقتداررا به ايران عزيزمان را در جهان و منطقه بازگرداند در اين برهه حساس زماني هر ايراني كه دلش براي موفقيت ايران مي تپد بايد با چشمي باز در 22 خرداد دست به انتخاب سرنوشت ساز بزنند به اميد انتخاب مهندس موسوي با راي بالاي 25 ميليون در دور اول .

نوشته شده توسط حافظ قلیزاده نيارق در 7:21 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388

فرق می کند کی رئیس جمهور باشد

 

فرق می کند کی رئیس جمهور باشد

 

 

موضوعی که عموما در بحث های عمومی مردم می شنویم این است که « فرقی نمی کند که چی رئیس جمهور باشد » این نظر تبعاتی بشکل ذیل دارد.

  جمع کثیری از مردم در انتخابات مشارکت نمی کنند .1

2  چون اختیارات رئیس جمهور را محدود و بی تاثیر در وضعیت خودشان می دانند با دقت کافی به موضوع نمی پردازند بطوری که تعدادی حتی در سر صندوق هم تصمیم خود را عوض نموده و یا  سر صندوق تصمیم می گیرند که به کی رای بدهند.

با مقایسه دو رئیس جمهور قبلی ( آقایان خاتمی و احمدی نژاد ) مشاهده می شود این فرضیه چندان هم درست نیست  تصمیمات و سیاست های رئیس جمهوری می تواند مستقیما بر معیشت ، بی کاری جوانان ، سیاست خارجی و داخلی ، آزادی های فردی و اجتماعی ، اخلاق ، ورزش و بطور کلی همه چیز تاثیر بگذارد.

رئیس جمهوری میتواند با سیاست هایش تورم را تک رقمی و یا 25 درصد بکند ایشان می تواند با عملکرد خود کشورهای دنیا را به نفع یا به ضرر مملکت هم داستان بکند می تواند با فروش نفت به قیمت 9 دلار صندوق ذخیره ارزی تشکیل داده و یا  با فروش نفت به قیمت 150 دلار ، ذخیره صندوق را به صفر برساند.

واقعیت این است که رئیس جمهور در ایران منابع عظیمی در اختیار دارد با بررسی دقیق تر آمارها مشخص می شود که فرق می کند که رئیس جمهور کی باشد هیچ کس نمی تواند بگوید که آقای خاتمی فرقی با آقای احمدی نژاد ندارد.

عدم مشارکت در انتخابات در واقع رضایت از وضعیت موجود را نشان می دهد همانطور که در ضرب المثل شنیده ایم « سکوت نشانه رضایت است » آنهایی که با عدم مشارکت خودشان می خواهند اعتراض خود را اعلام بدارند در واقع ناخواسته کمک می کنند که وضعیت بدین شکل باقی بماند و هیچ تغییری و لو اندک در وضعیت مملکت ایجاد نشود .

با شناختی که در خصوص کاندیداها وجود دارد  و با بررسی مواضع آنها مشاهده می شود که مواضع آقای مهندس میر حسین موسوی اصلاح  طلبانه بوده و به مواضع آقای خاتمی نزدیک است  امید است که مردم با حضور و مشارکت حداکثری و انتخاب آقای موسوی کشور از وضعیت رکود حاکمه بیرون آمده و دوباره به توسعه همه جانبه خود ادامه بدهد.  

نوشته شده توسط حافظ قلیزاده نيارق در 19:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم اردیبهشت 1388

با نهادهاي مدني به توسعه دست مي يابيم

 با نهادهاي مدني به توسعه دست مي يابيم

 

در جوامع مترقي و پيشرفته تشكل هاي مدني بعنوان پلي مابين دولت ها و ملت ها ، قسمت مياني هرم قدرت را پر مي نمايند با بررسي سوابق كساني كه در چنين جوامعي به قدرت ميرسند مشاهده مي شود كه از ابتدا در يك تشكل مدني و بخصوص سياسي فعاليت نموده اند و آدمهايي تشكيلاتي هستند و اصول كار با گروه را بلدند احزاب، سياسي ؛ سازمانهاي غير دولتي((NGOs ، غير سياسي و سنديكاهاي صنفي از جمله اين تشكل هاي مدني مي باشند اين تشكل ها از طرفي مشكلات مردم را به دولتها انتقال داده و از مطالبات بحق مردم در مقابل دولتها دفاع مي نمايند و از طرف ديگر باري از دوش دولتها برداشته و با ارائه طرحها و نظرات تخصصي به دولت كمك مي نمايند شهروندان با عضويت در اين گروهها احساس مسؤليت بيشتري احساس نموده و در مقابل موضوعات و مشكلات جامعه بي تفاوت نمي نشينند اين نهادها باعث ارتقاء آگاهي اعضاي خود وافرادجامعه ميشود.

1- در احزاب كشورداري و اداره مملكت تمرين مي شود و افراد نخبه پرورش داده مي شود افرادي كه از طريق احزاب به قدرت ميرسند شعارها و برنامه هاي آنها قبل و بعد از انتخابات براي همگان مشخص و شفاف است ولي در انتخابات غير حزبي افرادي هستند كه با دادن شعار هاي عامه پسند كه پشتوانه عملياتي و اجرايي شدن ندارند مردم را گول زده و راي مي آورند و بعد از به قدرت رسيدن هيچكدام از شعارها و برنامه هايشان محقق نمي شود.

2- سازمانهاي غير دولتي در زمينه هاي مختلف از قبيل زيست محيطي ، حقوق زنان ، حقوق كودكان ، اعتياد ،ايدز ، فقرزدايي ،حقوق بشر و غيره شكل گرفته اند بصورت تخصص مسائل را بررسي نموده و راهكارهاي كارشناسي ارائه مي نمايند دولتها را به مسائل و مشكلات مردم حساس نموده و آگاهي مردم را ارتقا مي دهند.

3- سنديكاها در هر صنفي سخنگويان ، مدافعان حقوق و نمايندگان آن صنف محسوب مي شوند .

سخن اينكه در جوامعي كه نهاد هاي مدني زنده هستند فضاي تكثر و چند صدائي حاكم است فضاي رقابت سالم و شور و نشاط برپاست و متخلفان احساس امنيت نمي كنند .

از زمان به قدرت رسيدن آقاي خاتمي سازمانهاي غير دولتي مجوز فعاليت دريافت نمودند احزاب ميدان و فضاي بيشتري براي فعاليت پيدا نمودند و بحث سنديكا در برخي صنفها طرح گرديد اين تشكل ها در دوران هشت ساله رياست جمهوري آقاي خاتمي از نظر كمي و كيفي رشد پيدا كردند . متاسفانه بعد از به قدرت رسيدن دولت نهم ، آقاي دكتر احمدي نژاد با افتخار اعلام نمودند كه به هيچ حزب و گروهي وابسته نيستند از بودجه احزاب كاسته شد و اعتارنامه NGO هاي خاصي تمديد گرديد و بطور كلي NGO ها كاركرد اصلي خود را از دست داده و اكثر آنها به شكل هيات هاي مذهبي و بسيج در آمدند و سنديكاها از جمله رانندگان اتوبوسراني تهران سركوب شدند.

معتقدم براي دستيابي به توسعه مطلوب ، انتخاب صحيح حاكمان ،ارتقاء آگاهي عمومي مردم ، مشاركت دادن شهروندان در اداره امور ، مقابله با ناهنجاريهاي اجتماعي و .... راهي جزء ميدان دادن و توسعه نهادهاي مدني و كار گروهي و دسته جمعي وجود ندارد به قول آقاي حميد مصدق :

دست من و تو بايد اين پرده ها را پاره كنه كي ميتونه جز من و تو درد ما را چاره كنه

با شناختي كه از جناب آقاي مهندس مير حسين موسوي وجود دارد ايشان معتقد به رشد نهادها و تشكل هاي مدني هستند اميدواريم با انتخاب شدن ايشان بعنوان رئيس جمهور اين مهم جامع عمل پوشانده شود و ما روزي در ايران عزيزمان شاهد رقابت احزاب با هم براي كسب قدرت باشيم نه افراد.

نوشته شده توسط حافظ قلیزاده نيارق در 6:20 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهارم اردیبهشت 1388

اعلاميه‌ء جهانی حقوق بشر

اعلاميه‌ء جهانی حقوق بشر

د يباچه

از آن جا كه شناسايی حيثيت و كرامت ذاتی تمام اعضای خانوادهء بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است؛


از آن جا كه ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده كه وجدان بشر را برآشفته‌اند و پيدايش جهانی كه در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترين آرزوی بشر اعلا م شده است؛

از آن جا كه ضروری است كه از حقوق بشر با حاكميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد؛

از آن جا كه گسترش روابط دوستانه ميان ملت‌ها بايد تشويق شود؛

از آن جا كه مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و كرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم كرده‌اند كه به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند؛

از آن جا كه دولت‌های عضو ء متحد شده‌اند كه رعايت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همكاری سازمان ملل متحد تضمين كنند؛

از آن جا كه برداشت مشترك در مورد اين حقوق و آزادی‌ها برای اجرای كامل اين تعهد كمال اهميت را دارد؛

مجمع عمومی اين اعلاميهء جهانی حقوق بشر را آرمان مشترك تمام مردمان و ملت‌ها اعلا م می‌كند تا همهء افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بكوشند كه به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابير فزايندهء ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و موثر آن‌هارا چه در ميان مردمان كشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين‌هايی كه در قلمرو آن‌ها هستند، تامين كنند.

مادهء ١

تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند.


مادهء ٢

هر كس می‌تواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده ء سياسی يا هر عقيده ء ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همهء آزادی‌های ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.

مادهء ٣

هر فردی حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد.


مادهء ٤

هيچ كس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت. بردگی و دادوستد بردگان به هر شكلی كه باشد، ممنوع است.


مادهء ٥

هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.


مادهء ٦

هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.


مادهء ٧

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی كه ناقض اعلا ميهء حاضر باشد، و بر ضد هر تحريكی كه برای چنين تبعيضی به عمل آيد، از حمايت يكسان قانون بهره مند گردند.


مادهء ٨

در برابر اعمالی كه به حقوق اساسی فرد تجاوز كنند ـ حقوقی كه قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه‌ء موثر به دادگاه‌های ملی صالح را دارد.


مادهء ٩

هيچ كس را نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد كرد.


مادهء ١٠

هر شخص با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی در باره‌ ء حقوق و الزامات وی، يا هر اتهام جزايی كه به او زده شده باشد، تصميم بگيرد.


مادهء ١١


١- هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

٢- هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد.

مادهء ١٢

نبايد در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامت گاه يا مكاتبات هيچ كس مداخله‌های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت كسی حمله شود. در برابر چنين مداخله‌ها و حمله‌هايی، برخورداری از حمايت قانون، حق هر شخصی است.


مادهء ١٣


٢- هر شخصی حق دارد هر كشوری ، از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشورخويش بازگردد.

مادهء ١٤


١- در برابر شكنجه، تعقيب و آزار، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در كشورهای ديگر را دارد.

٢- در موردی كه تعقيب واقعا در اثر جرم عمومی و غيرسياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف‌ها و اصول ملل متحد باشد، نمی‌توان به اين حق استناد كرد.

مادهء ١٥


١- هر فردی حق دارد كه تابعيتی داشته باشد.

٢- هيچ كس رانبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد.

مادهء ١٦

١- هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

٢- ازدواج حتما بايد با رضايت كامل و آزادانهء زن و مرد صورت گيرد.
٣- خانواده ركن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

مادهء ١٧


١- هر شخصی به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالكيت دارد.

٢- هيچ كس را نبايد خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد.

مادهء ١٨

هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادت‌ها و اجرای آيين‌ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.


مادهء ١٩

هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.


مادهء ٢٠


١- هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.

٢- هيچ كس را نبايد به شركت در هيچ اجتماعی مجبور كرد.

مادهء ٢١


١- هر شخصی حق دارد كه در اداره‌ء امور عمومی كشور خود، مستقيما يا به وساطت نمايندگانی كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.

٢- هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی كشور خود دست يابد.
<٣- اراده‌ء مردم، اساس قدرت حكومت است. اين اراده بايد در انتخاباتی سالم ابراز شود كه به طور ادواری صورت می‌پذيرد. انتخابات بايد عمومی، با رعايت مساوات و با رأی مخفی يا به طريقه ای مشابه برگزار شود كه آزادی رأی را تامين كند.

مادهء ٢٢

هر شخصی به عنوان عضو جامعه، حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همكاری بين المللی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و كرامت و رشد آزادانهء شخصيت خودرا، با توجه به تشكيلا ت و منابع هر كشور، به دست آورد.


مادهء ٢٣

١- هر شخصی حق دارد كار كند، كار خود را آزادانه برگزيند، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای كار خواستار باشد و در برابر بیكاری حمايت شود.

٢- همه حق دارند كه بی هيچ تبعيضی، در مقابل كار مساوی، مزد مساوی بگيرند.
٣- هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد كه زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و كرامت انسانی تامين كند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی كامل شود.
٤- هر شخصی حق دارد كه برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد و يا به اتحاديه‌های موجود بپيوندد.

مادهء

٢٤ هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.


مادهء ٢٥

١- هر شخصی حق دارد كه از سطح زندگی مناسب برای تامين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، به ويژه از حيث خوراك، پوشاك، مسكن، مراقبت‌های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود. همچنين حق دارد كه در مواقع بیكاری، بيماری، نقص عضو، بيوگی، پيری يا در تمام موارد ديگری كه به عللی مستقل از ارادهء خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد، از تامين اجتماعی بهره مند گردد.

٢- مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همهء كودكان، اعم از آن كه در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند، حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.

مادهء ٢٦

١- هر شخصی حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش، و دست كم آموزش ابتدايی و پايه، بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است. آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی كامل برای همه امكان پذير باشد تا هركس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.

٢- هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.
٣- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود، برديگران حق تقدم دارند.

مادهء ٢٧


١- هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

٢- هركس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.

مادهء ٢٨

هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه‌ء اجتماعی و بين المللی باشد كه حقوق و آزادی‌های ذكرشده در اين اعلاميه را، به تمامی تأمين و عملی سازد.


مادهء ٢٩


١- هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی برعهده دارد كه رشد آزادانه و همه جانبهء او را ممكن می‌سازد.

٢- هركس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی‌های خود فقط تابع محدوديت‌هايی قانونی است كه صرفا برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی‌های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه‌ء اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموكراتيك وضع شده اند.
٣- اين حقوق و آزادی‌ها در هيچ موردی نبايد بر خلاف هدف‌ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.

مادهء ٣٠

هيچيك از مقررات اعلاميه‌ء حاضر نبايد چنان تفسير شود كه برای هيچ دولت، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد كه به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند

نوشته شده توسط حافظ قلیزاده نيارق در 6:42 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم فروردین 1388

راهزن دل

در مرور خاطرات گذشته و لابلاي كتابهايم به شعر (راهزن عشق ) برخورد نمودم كه در سال 76 مرحوم سيد ابوالحسن حائري زاده نماينده سه دوره مجلس كه در دوره هاي بعدي توسط شوراي نگهبان رد صلاحيت مي شدند با شور و حرارت بسيار در ستاد انتخاباتي سركار خانم آذرنيا قرائت نمودند خواستم يادي از آن مرحوم بزرگوار كرده باشم روحشان شاد. ضمنا شعر از آقاي حاتمي مي باشد.

راهزن دل

از تو اي عشق در اين دل چه شررها دارم

يادگار از تو چه شبها چه سحرها دارم

با تو اي راهزن دل چه سفرها دارم

گر چه از خود خبرم نيست خبرها دارم

تو مرا واله و آشفته و رسوا كردي

تو مرا غافل از انديشه فردا كردي

آري اي عشق تو بودي كه فريبم دادي

دل سودا زده ام را به حبيبم دادي

بوسه ها از لب يارم به رقبم دادي

داروي كشتن من ياد طبيبم دادي

ورنه اينقدر مهم جور و جفا ياد نداشت

هيچ شيرين سر خونريزي فرهاد نداشت

حسن در بردن دل هموه و همكار تو بود

عشوه دمساز تو و غمزه مددكار تو بود

وصل و هجران سبب گرمي بازار تو بود

راست گويم دل ديوانه گرفتار تو بود

گر تو اي عشق نه مشاطه خوبان بودي

ترك آن يار جفا پيشه چه آسان بودي

چون نكو مي نگرم ؛ شمع تو ؛ پروانه توئي

راز شيريني اين عالم افسانه توئي

حرم و دير توئي ؛ كعبه و بتخانه توئي

لب دلدار توئي ؛ طره جانانه توئي

گر چه از چشم بتي بي دل و دينم اي عشق

هر چه بينم همه از چشم تو بينم اي عشق

گر چه اي شكايت ز تو چندان دارم

كه به عمري نتوانمك همه را بشمارم

گر چه از نرگس خود ساخته اي بيمارم

گر چه زان زلف ؛گره ها زده اي در كارم

باز هم گرم از اين آتش جانسوز توام

سرخوش راه غم و درد شب و روز توام

باز اگر بوي ميي هست ز ميخانه توست

باز اگر آب حياتي است به پيمانه توست

باز اگر راحت جاني بود ز افسانه توست

باز هم عقل كسي راست كه ديوانه توست

شكوه بي جاست مرا كشتي و جانم دادي

وآنچه از بخت طمع داشتم آنم دادي

خواهم اي عشق كه من كعبه دلها باشم

بي خبر از حرم و دير و كليسا باشم

گر چه زين بيشتر از دست تو رسوا باشم

بي تو يك لحضه نباشد كه به دنيا باشم

بعد از اين رحم مكن بر دل ديوانه من

بفرست آنچه غمت هست به غمخانه من

من نديدم سخني خوشتر از افسانه تو

عاقلان بيهوده خندند به ديوانه تو

نقد جان گر چه بردذ قيمت پيمانه تو

واي از آن دل كه نشد مست زميخانه تو

كاش دائم دل ما از تو بلرزد اي عشق

آن دلي كز تو نلرزد به چه ارزد اي عشق

نوشته شده توسط حافظ قلیزاده نيارق در 21:39 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387

ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم



تغييرات بسار زيادي به سبب طرح افكار جامعه مدني و اصلاحطلبانه از زمان به قدرت رسيدن آقاي خاتمي در خرداد ماه 76 بوجود آمده است جاي بسي خوشحالي است كه برخي آرمانها و ارزشهاي جامه مدني تبديل به گفتمان غالب تمام گروهها شده و امروزه حداقل شعار دمكراسي ، قانون ، احزاب ، آزادي بيان و .... از زبان اقتدار گرايان و آنهايي كه هيچ نسبتي با شعارهاي فوق ندارند نيز شنيده مي شود سؤال اين است كه چرا اين ارزشها آنچنان كه بايد نتوانسته تاثير گذار شده و ما را به سرمنزل مقصود برساند ؟

متاسفانه در برخورد با برخي مجامع روشنفكري و ظاهرا دمكرات باز هم شاهد اين عدم تاثير گذاري هستيم. متغير هاي بسياري در بوجود آمدن چنين شرايطي دخيل اند به تعدادي از مواردي كه بصورت ملموسي شاهديم و روحمان را مي آزارد بصورت خلاصه اشاره مي نمايم .

1- احزاب : در اكثر كشورهاي توسعه يافته دستيابي به مناصب بالاتر بدون عبور از مجراي احزاب امكان پذير نيست در احزاب روش حكومت داري وكار گروهي تمرين ميشود اعضا انعطاف را مي آموزند و در مواردي فداكاري مي نمايند ياد مي گيرند كه منافع گروه را به منافع شخصي ترجيح بدهند و منافع ملي را ارجح بر تمام منافع . در چنين جوامعي دستيابي به قدرت ، مسؤليتي است همراه با پاسخگويي نه صرفا منافع شخصي. اخيرا شاهد هستيم تعدادي از مدعيان سياست مداري عضويت و فعاليت در احزاب ر ا كسر شان مي دانند و خود را فراتر از حزب مي دانند اين اتفاق صرفا در كشوري مي تواند اتفاق بيافتد كه رييس جمهور آن كشور به عدم عضويت در هيچ حزبي افتخار مي كند و بس .

2- دمكراسي: متاسفانه در ايران دمكراسي تا زماني خوب و قابل قبول است كه نتيجه آن به نفع منافع شخصي ما باشد و درست در موقعي كه نتيجه به دست آمده درصد جزئي با منافع ما تقابل داشته باشد معادله بر هم زده مي شود تصميم جمعي بايد مورد احترام و پذيرش قرار گيرد حتي اگر در تقابل صد در صدي با منافع شخصي ما باشد .

3- اخلاق سياسي : ريشه اكثر بي اخلاقي ها سياسي در روحيه استبداد و خود خواهي ما مي باشد متاسفانه تعدادي با عدم پذيرش تفاوت ميان انسانها مي خواهند همه را با خود همراه نموده و به هر وسيله اي به نتيجه مطلوب خودشان دست يابند در اين راستا از هيچ كار غير اخلاقي (دروغ ، تهمت ، ريا ، كار غير قانوني و .... ) ابائي ندارد .

4- كندي سرعت تغييرات : شتر سواري دولا دولا نمي شود . سرعت تغييرات بسار كم است تغييرات با اين سرعت باعث نااميدي شده و دستيابي به نتيجه مطلوب با اين سرعت امكان پذير نيست بايد اصلاحات عميق و سريعي در چارچوب قانون اساسي صورت پذيرد ضمنا در نبود آزادي مواضع با قاطعيت و شفافيت مطرح نمي شود و اين موضوع نيز موجب تشديد كندي اصلاحات مي شود .

متغيرهاي بسيار زياد ديگري از قبيل كم بودن آگاهي سياسي جامعه ، افول ارزشهاي انساني در جامعه ، افزايش بي كاري ، جوانان و .... نيز در بوجود آمدن چنين شرايطي تاثير گذار بوده اند .

بالاخره اينكه ارزشهاي جامه مدني و اصلاح طلبانه كمتر در روح و اعتقادات ما رسوخ كرده است بعبارتي ما به باور قلبي نرسيده ايم در نتيجه اين ارزشها منجر به تغيير رفتار ما نشده است معتقدم بايد از خودمان شروع بكنيم بايد با تغيير رفتار و عملكرد خودمان ارزشهاي خوب انساني و جامعه مدني را پاس داشته و ترويج نماييم تا انشا الله به جامعه پويا و توسعه يافته دست يابيم با آرزوي موفقيت براي ايران و ايراني در سال جديد.

نوشته شده توسط حافظ قلیزاده نيارق در 16:0 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387

وصيت نامه داريوش کبير

وصيت نامه داريوش کبير

اينک من از دنيا ميروم بيست وپنج کشور جزء امپراتوري ايران است. و در تمام اين کشور ها پول ايران رواج دارد وايرانيان در آن کشور ها داراي احترام هستند . و مردم کشور ها در ايران نيز داراي احترام هستند جانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين کشور ها بکوشد . وراه نگهداري اين کشور ها آن است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد. اکنون که من از اين دنيا مي روم تو دوازده کرور در يک زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت تو ميباشد . زيرا قدرات پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي . من نمي گويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن ، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبار ها را که از سنگ ساخته مي شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبار ها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبار هاي غله ادامه بدهي تا اينکه همواره آذوقه دو و يا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اينکه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبار ها براي تامين کسري خواروبار از آن استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوغه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود . هرگز دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است. چون اگر دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي کانالي که من ميخواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند . اکنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو نظم و امنيت برقرار کند ، ولي فرصت نکردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني . با يک ارتش قدرتمند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند . توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن ، و براي اينکه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون ماليات وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت . افسران وسربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بدرفتاري نکن . اگر با آنها بد رفتاري کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم کنند . امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم وعقل آنها بيشتر شود ، تو با اطمينان بيشتري ميتواني سلطنت کني . همواره حامي کيش يزدان پرستي باش . اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد و از هر کيش که ميل دارد پيروي نمايد . بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم . بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که من خود فراهم کرده ام بر من به پيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزماني که ميتواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، که من پدر تو پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست وپنج کشور سلطنت ميکردم ،مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد . زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد ، خواه پادشاه بيست وپنج کشور باشد خواه يک خارکن و هيچ کس در ان جهان باقي نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني ، غرور وخود خواهي برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي ، بگو قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اينکه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند . زنهار زنهار ، هرگز هم مدعي وهم قاضي نشو اگر از کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد . و راي صادر نمايد . زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد . هرگز از آباد کردن دست برندار . زيرا که اگر از آباد کردن دست برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا اين قاعده است که وقتي کشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازي را در درجه اول قرار بده . عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولي عفو بايد فقط موقعي بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ظلم کرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي . بيش از اين چيزي نميگويم اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اينجا حاضر هستند ، کردم . تا اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را کرده ام و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميکنم مرگم نزديک شده است.

نوشته شده توسط حافظ قلیزاده نيارق در 5:46 |  لینک ثابت   •